Archive for the Category » دسته‌بندی نشده «

این پنجره را وا کن و آن آینه بشکن!

تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟
من حسن تو را چند خریدار بمانم؟

این پنجره را وا کن و آن آینه بشکن!
حیف است که در حسرت دیدار بمانم

یک لحظه نظربازی ما آه! سبب شد
یک عمر به آن لحظه وفادار بمانم

هم شوق تماشاست و هم شرم حضور است
سخت است که بگریزم و دشوار بمانم

مرغی شده‌ام جلد تو و قسمتم این است
هرجا بروم باز گرفتار بمانم

جز رنج سفر چیست در آزادی و پرواز؟
بگذار که کنج قفس این بار بمانم

ای بوسه‌ی هنگام وداعش! کمکم کن
چون غنچه‌ی گل رازنگهدار بمانم

دسته‌بندی مطلب: دسته‌بندی نشده, غزل  

تو را دوست دارم، مرا دوست داری

نمانده ست در باغ من برگ و باری
نه ترس خزانی، نه شوق بهاری…

کویری ترک خورده هستم، تو رودی
سرت را به دامان من می گذاری؟

دسته‌بندی مطلب: دسته‌بندی نشده  

توبه

شادی اگر نبود به اندوه ساختم
از غصه‌هام جنگل انبوه ساختم

من در مرور خاطره‌های تو، از خودم
یک نسخه‌ی معاصر نصوح ساختم

دسته‌بندی مطلب: دسته‌بندی نشده