به چشمهات که آغاز ِ دلسیاهیها ست،
به دستهات که پایان ِ بیپناهیها ست،
دلم خوش است به رویای دلبَری از تو!
نگو که فتح، فقط حسرت سپاهیها ست
به شوق ِ آن که بیفتم به خاک، میجنگم
اسیر ِ تور شدن، سرنوشت ماهیها ست
هزار حادثه در راه پیش ِ رو داریم
هنوز صحبت ما بر سر ِ دو راهیها ست!
برای با تو پریدن دو بال کم دارم
کمر شکستنم از این زیاده خواهیها ست
***
به چشمهای تو ایمان میآورم کمکم
که عشق، بارقهای در دل ِ سیاهیها ست
