Archive for » دسامبر, 2008 «

Dec
27

- بهار پشت در است
به گوش پنجره
آرام
نسیم گفت و گذشت

Dec
17

سال نو که می شود
آدم بزرگها
غصه می خورند که
کهنه تر شدند
یک بهار پیرتر شدند

سال نو که می شود
خوش به حال هرکه کوچک است…

Dec
12

دلم باغ خشک است و تو در تلاشی
هرس می‌کنی، می‌بُری، می‌تراشی

دعا می‌کند گرچه هر شاخه در دل
از این سعی بیهوده خسته نباشی

بهشتی که شداد هم آرزو کرد
نخواهد شد این باغ ِ رو به تلاشی

بسوزان و خاکسترم کن که دیگر
نمک روی این زخم کهنه نپاشی

*
خوشا شاخ شمشاد قدقامتت یار!
که سر خم نکرده‌ست با هر خراشی

تو از متن احساس من باخبر باش
که من دیده‌ام عشق دارد حواشی

نباشی دلم باغ خشک‌ست اما
تو باشی، ….
تو باشی، …….
تو باشی، ………….
تو باشی، …………….

دسته‌بندی: غزل  Leave a Comment