Archive for » اکتبر, 2012 «

قطب‌نما

از من کسی گذشت
که شمال و جنوب جهان را
تکان داد:
جایی که می رسم
اوست
جایی که نمی رسم
اوست…

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

llllll

تو راحت
فراموش می کنی
باز دل می بری
باز دل می بازی
من به خط کشیدن
روی دیوارها ادامه می دهم
….
بالاخره یک روز
من از این زندان فرار خواهم کرد
تو هنوز فراموشکاری
هنوز دل می بری
اما دیگر دلی
برای باختن نخواهی داشت!

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

باز باشد

از پنجره
باد آمد
باران آمد
سوز آمد
اما دلم نیامد …
که مثل تو تنها
رفتن بلد بود.

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

کوچ

رفتنت
حفره‌ای در من ایجاد خواهد کرد
که تابستان و زمستان
از آن سوز می‌آید.
با اینهمه آغوشت را بردار و برو
هرجای دنیا را که خواستی گرم کن!
پرندگانی هستند
که ترجیح می‌دهند
پای عشقی که ریشه دارد
از سرما یخ بزنند.

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

مجاب شو

گربه تا روی دیوار می‌پرد
پرنده تا آسمان
آن را آزاد می‌گذارند
این را در قفس…

به گوشه‌ی چشمی راضی باش؛
دنیا
جای خوبی
برای بلندپروازی نیست!

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

خطر ریزش

معدنچیان بسیاری
به جستجوی طلا آمدند و
جز درد چیزی استخراج نکردند؛
معدنچیان بسیاری که
در دل من مدفون شده‌اند…

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

ناخاطرات

چه قدر چای
که ننوشیدم
در کافه‌هایی که
با تو نرفتم
و چه نیمکت‌ها
که مرا کنار تو
ندیده
فراموش کردند.

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

؟

رودم، کویر  در هیجانم چیست؟
دریا کجاست؟ دل‌نگرانم چیست؟

آن‌جا که می‌دوم همه‌ی عمرم
خود را به ساحلش برسانم چیست؟

حتا نشد بایستم و یک بار
از خود بپرسم این که من آن‌م چیست؟!

بس نیست هرچه خورده سرم بر سنگ؟
دردم که باز در غلَیانم چیست؟

***

رودم، جنون دورشدن دارم!
پایان راه اگرچه ندانم چیست

شاید خدا کمی به خودش آمد
پرسید از خودش: جریانم چیست؟

دسته‌بندی مطلب: غزل  

بنگ!

گذشت آن روزها
که باروت چشمهایم
نم‌کشیده‌‌بود
و جز اشک از آنها نمی‌چکید،
حالا انقدر عشق را در خودم کشته‌ام
که می‌توانم دنیا را به آتش بکشم
سوزاندن دل تو که کاری ندارد!

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

No One Awaits Us

قبل‌نوشت:
مدتی هست که دنبال راههای تازه ای برای گفتن و شنفتنم. این شعرها فتح باب است و امیدوارم سر از کتاب و شاید  - کمی بلندپروازانه – ملودی دربیاورند به زودی.

?Have you ever feel so lonely
“When no one says “you’re my only
Just like the wind no one sees it
A past love your heart buries it

When
No one loves you
No one hates you
No one takes you
No one awaits you

It’s going to rain outside all night
There is no one here to hold me tight
Loneliness takes over me like a thunder
!?Who can save me from myself, Oh I wonder

When
No one loves me
No one hates me
No one takes me
No one awaits me

We’ll meet again someday somewhere
And we’ll have a lot to say and share
But until then let’s bare ourselves
like lonely books on dusty shelves

When
No one loves us
No one hates us
No one takes us
No one awaits us

Picture from Novel d’tales Weblog

دسته‌بندی مطلب: English Poems