Archive for » نوامبر, 2012 «

مستمر

زنها
چپ چپ نگاهم می‌کنند
و رخت می‌شویند
رخت می‌شویند
و چپ چپ نگاهم می‌کنند
که دلم
آفتاب و بند رخت ندارد…

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

لامکان

عجیب نیست
که پلنگ جفت آهوست،
گیلاس مست می‌کند،
و برف داغ است…
در کشور آغوش تو
حتا عجیب نیست
که روز و شب بهم برسند
و صبح تا ابد
پشت در یک اتاق منتظر بماند.

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

شاید تو آمدی و …

شاید تو آمدی و به یمن تو خنده‌ها…
در باغ‌ها دوباره صدای پرنده‌ها…

شاید به احترام تو آن ساعت عزیز
ساکت شدند از حرکت چرخ‌دنده‌ها

بی‌همزبانی و غم بی‌همزبانی و …
شاید مرا گرفتی از این خون‌مکنده‌ها

نزدیک‌تر شدی به من آنگونه که خدا
نزدیک‌تر به گرمی رگ‌های بنده‌ها…

در بیشه‌های چشم تو شیر آرمیده‌است
رام تو می‌شوند درونم درنده‌ها

با من بمان که عشق به دنیا بیاوریم
دنیا به ما… به عشق‌پدیدآورنده‌ها…

دسته‌بندی مطلب: غزل  

خمّار

در عشق باید
درد دوری کشید
غم یار خورد
ترس رقیب داشت
و زیر بار این‌همه له شد؛
خوشه‌ی دست‌نخورده‌ی انگور
زیباست
اما مست نمی‌کند.

-از مجموعه‌ی در دست انتشار “نهنگ تنهایی من است” 

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه