Archive for » مارس, 2014 «

از عطر این بوسه پیداست

ای خنده‌هایت شکر، شهد، کنج لبت قند داری
از عطر این بوسه پیداست بر لب تو لبخند داری

دست مرا می‌فشاری تا عشق جریان بگیرد
گل می‌کند گونه‌هایم، در دستت آوند داری

می‌لغزد از قله چشمت بر دامنم تا ببینم
بر تارهای سیاهت برف دماوند داری

ای از تو خالی و پر من، ای موج‌موجت مطنطن
مانند دریا و ساحل با من تو پیوند داری

ببر منی! از کمینت ای کاش بیرون نیایی
وقتی به جز من فراوان آهوی در بند داری

اما تو می‌آیی آرام، آرام، آرام، آرام……
این شعر لکنت گرفته‌ست، دیگر چه ترفند داری؟

دسته‌بندی مطلب: غزل  

باش

شبیه شاخه‌ی تردی
من از تو سنگینم،
من از تو سرشارم،
شکوفه باش و بدم!
پرنده باش و بخوان!
هوای قلب مرا
تازه کن، بهاری کن…

دسته‌بندی مطلب: شعرهای کوتاه  

مشکل‌ ها

تو ادر کاساً و ناول! به همین آسانی‌ست
ایهاالساقی! در عشق اگر و اما نیست

عشق آن موج بلند است، بگو با قلبت
قصر آرامش تو در شرف ویرانی‌ست

گوش اگر گوش تو و بوسه اگر بوسه‌ی من
بهترین راه تماس من و تو لب‌خوانی‌ست

نیست در شهر نگاری که دلت را ببرد
یوسفی باش که با میل خودش زندانی‌ست

هر زمستان سپری گشت و بهاری نرسید
بس که قشلاق من، آغوش تو تابستانی‌ست!

دسته‌بندی مطلب: غزل  

دوست

بگذار سر به سینه‌ی من در سکوت، دوست!
گاهی همین قشنگ‌ترین شکل گفتگوست

بگذار دست‌های تو با گیسوان من
سربسته باز شرح دهند آنچه موبه‌موست

دلواپس قضاوت مردم نباش، عشق
چیزی که دیر می‌برد از آدم آبروست!

آزار می‌رسانم اگر خشمگین نشو
از دوستان هر آنچه به هم می‌رسد، نکوست

من را مجال دلخوشی ِ بیشتر نداد
ابرم که آفتاب دمی در کنار اوست

آغوش وا کن، ابر مرا در بغل بگیر!
بارانی‌ام شبیه بهاری که پیش روست

دسته‌بندی مطلب: غزل