چند شعر کوتاه بخوانید از عموی گرانقدرم: «احسان عباسلو»، محقق، مدرس، مدیر محترم سرای اهل قلم و داور چندین دوره کتاب سال و کتاب فصل.
چقدر در آينه من شده اي
در شعاع شباهت
ضرب ما در صفر
تو ويرانه در بهت يك چرا
من
در انديشه ي آن همه آيا
***
در حاشيه هاي عبور
منِ ممنوع
تا چگونه ي چاره
سرگردان خيال و خاطره
بي باور رسيدن
بي پاي هميشه
***
دريا در من مي ريزد
من در شعر
در تكرار اين همه عادت
قاعده ي بودن
بوي انزجار مي دهد
در غم نام و نان
***
بي رنگِ با هم
با جزيره هاي فاصله
با شما هاي آن طرف
هرگزِ رسيدن
در هيچ كجاي انتظار
سرگردانِ صداي ما
***
با دهانِ اعتنا
كسي
از زخم هاي گستاخ سخن نگفت
من فكر مي كنم
با هيبت واپسين
در حوالي انتقام
يك لبخند سفيد
لانه كرده است
