Feb
20

رفت اما نگو وفا که نداشت
دوستت تا کجا…کجا که نداشت

رفت رنج تو بیشتر نشود
قصد رنجاندن تو را که نداشت

همه تنها گذاشتند او را
خواست عاشق شود، وبا که نداشت

خواست از عشق تو فرار کند
دل بیچاره، دست و پا که نداشت

خنده‌ات، مهربانی‌ات، عشقت
غم و غصه یکی دو تا که نداشت

او گذشت از که بود یا که نبود
بگذر از این که داشت یا که نداشت

Category: غزل
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.