Apr
29


.

.
و  سلام،
یک غزل بخوانید:
.
دنیا که آمد گریه‌هایش مثل من بود
مثل من او هم خسته از زندان تن بود

دنیا بزرگ و او بزرگ و …تر شد از عشق
دنیا که بیش از آنچه باید دل‌شکن بود…

می‌خواست مانند تو باشد، نشکند زود
دنیا اگر یادش نمی‌
………………….افتاد: زن بود

دیگر نگو: «بین من و تو فاصله نیست»
حتی اگر قدر همین یک پیرهن… ، بود!

می‌میرم اما نه برایت، کاش، ای کاش
مردن دروغی مثل دنیا آمدن بود…

.
والسلام
..

Category: غزل
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.